دکتر حسین عظیمی آرانی دکتر حسین عظیمی آرانی دکتر حسین عظیمی آرانی
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت ایمیل
17/6/1389
انتخاب کنيد
صفحه اصلی
زندگینامه
مقالات
کتاب ها
مراسم ها و همایش ها
دیدگاه ها
مجتمع دکتر حسین عظیمی
دکتر عظیمی از نگاه:
یادبود دکتر عظیمی
گالری
زبان
تصوير روز
مراسم تشییع جنازه دکتر حسین عظیمی آرانی
سايتهاي برتر
  شهرداری آران و بیدگل
  گروه مهندسی طلوع
  شرکت باریج اسانس
  مؤسسه عمران و توسعه آران و بیدگل
  سازمان مدیریت و برنامه ریزی
  سایت کویر ایران
  سایت هلال ابن علی (ع)
  دانشگاه جامع علمی - کاربردی دکتر عظیمی
  پژوهشسرای دانش آموزی دکتر حسین عظیمی آرانی
سخنان دکتر عظيمی

آموزش های ابتدایی این مملکت ضد توسعه است و اگر مدارس بسته شوند فرهنگ توسعه ای کشور بالا خواهد رفت . این مدارس کنجکاوی فطری بچه های ما را می کشد.

پشتيبانان سايت
جستجو در سايت
   
جستجو در گوگل
    
توصيفي از آران قديم به گفته دکتر عظیمی
بازديد: 2133

دیدگاه های ذکتر حسین عظیمی >>توصيفي از آران قديم


در آن زمانها، آران آبادي كوچكي بود كه در حاشيه كوير مركزي كشور جا گرفته بود.

از سختيهاي كوير، تابستان گرم، زمستان سرد، خشكي محيط، ريگ روان و طوفانهاي سهمگين داشتيم و از مزيتهاي آن، افقهاي گسترده، آسمان بلند، شبهاي لطيف و ستاره باران و يك زندگي منسجم و به هم پيوسته اجتماعي نصيبمان شده بود. اقتصاد اين آبادي كوچك اساساً اقتصادي كشاورزي و متكي بر قناتهاي پربركت و مزارعي چون بهشت برين بود؛ مزارع فراواني كه امروز از اكثريت قريب به اتفاق آنان جز نامي باقي نمانده است. ياد آن روزها به خير كه پدران ما در مزارع مسعودآباد، احمدآباد، آران دشت، مباركه، ابراهيم آباد، خرم آباد، معين آباد و… به كار و تلاش مي پرداختند و از صحراي كويري به كمك آب محدودي كه از قنانها مي گرفتند و با تلاش خود باغ و باغاتي بسيار زيبا و دلنشين مي ساختند.

انواع محصولات زراعي را توليد و به بازار عرضه مي كردند و در عين حال براي ما كودكان فضاهايي بسيار زيبا براي تلاش و نيز گذران اوقات فراغت فراهم مي آوردند. لحظه اي تصور كنيد كه در گرماي كويري تابستان از حصار يك آبادي كوچك بيرون مي رويد، وارد جاده اي كويري مي شويد كه دشتها و افقهاي گسترده و رنگهايي بسيار متنوع و زيبا را در پيش چشمانتان گسترده، چند كيلومتري را با پاي پياده مي رويد، خسته شده ايد، گرما به تدريج كلافه تان كرده و ناگهان به سرچشمه و مظهر يك قنات زيبا مي رسيد. آبي شيرين، خنك و گوارا جاري است، حوضچه‌اي كوچك محل عبور اين جريان زلال و مرواريد گون گرديده و درختهاي سر به فلك كشيده در كنار آب قد برافراشته اند. در كنار حوض مي نشينيد، سر و صورتي تازه مي‌كنيد و آبي گوارا مي‌نوشيد و وارد مزرعه اي زيبا مي شويد. ابتدا در منطقه باغات هستيد، سپس به فضاهاي صيفي جات مي رسيد، بعد به زمينهايي كه گندمزار بوده و… درختان ميوه خوان نعمت خود را در برابرتان گسترده‌اند، در جاليزارها، بوته هاي خيار، خيارهاي تازه بومي با رنگ و بوي خاص خود را برايتان بر سفره نهاده اند، خربزه هاي شيرين لطيف با نامهايي افسانه اي مانند آقانبات، برگ ني، دستمبو و ريش بابا بر سر راهتان صف كشيده اند و… حالا مي توانيد احساس كنيد كه اين كودك خسته و گرمازده، در تصور كودكانه خود اين مزرعه را همان باغ رضوان خواهد ديد و چرا نبيند؟ دوران اوليه كودكي ما در اين محيط سراسر زيبا و پرخاطره مي گذشت و نمي توانست علاقه اي به مطالعه مسائل اقتصادي برايمان ايجاد كند. از ديگر خاطرات زيباي اين دوران مي توان از زماني گفت كه در حدود ساعت 1 يا 2 بعد از نيمه شب همراه پدر – كه متأسفانه ديگر در ميان ما نيست‌ - راهي قلب كوير مي‌شديم. بيش از 20 كيلومتر را فقط با راهنمايي نور ماه و ستارگان فراوان آسمان پهناور منطقه مي رفتيم تا به "چاله و چارتاقي" مي رسيديم. چاله و چارتاقي جايي بود در قلب كوير با آب شيريني كه فقط با سطح ريگزار منطقه حدود 50 سانت فاصله داشت و محل كشت هندوانه ديم آبادي بود و چه هندوانه هاي لطيف و شيريني كه توليد نمي كرد! چون فصل رسيدن هندوانه اواخر بهار بود، بايد براي آوردن هندوانه به آبادي، زماني به آنجا مي رسيديم كه فرصت كافي از شب براي بارگيري و بازگشت به آبادي باقي مانده باشد و دچار گرماي طاقت فرساي كويري نشويم و…



زنده یاد دكتر حسين عظيمي آرانی

 سايت برتر   درباره ما   ارتباط با ما 
تمامى حقوق اين برنامه طبق قوانين نرم افزارى متعلق به شركت ايده پرداز طلوع (مرکز طراحی وب سايت و IT ) مى باشد.
تهيه شده توسط شرکت ايده پرداز طلوع 1383