· توسعه یک فرایند علمی است قانونمندیهای علمی آن برای شرق و غرب یکسان است ولی روشهای آن برای کشورهای مختلف متفاوت است
· برای متخصصان تنها جناح بندی مطلوب به سطح بندی طرفداران علم و محاربان با علم است
· مشکل توسعه ایران ، مشکل تفکر و اندیشه است . اصالت تفکر و اندیشه به معنی ایجاد مکتب اندیشه ای هنوز در جامعه ما شکل نگرفته است
· اگر مدرسه و یا دانشگاه خصوصی ، فرصتهای برابر انسانها را از بین ببرد ضد توسعه است
· جامعه توسعه یافته ، جامعه ای است که نهادهایش متناسب با اندیشه برابری انسانها باشد
· جامعه توسعه یافته ، یک جامعه بهشت گونه بدون مشکل نیست
· مشکلات جوامع توسعه یافته با مشکلات جامعه توسعه نیافته متفاوت است
· ماهیت توسعه برای کشورها فرق نمی کند و عبارت است از بسط اندیشه برابری انسانها و ایجاد نهادهای متناسب با آن
· پایگاه اول جامعه دموکراتیک اقتدار دانش و علم در آن جامعه و دانش نزد همگان است ( گوناگون)
هنگامی که مسائل اجتماعی ، نه خصوصی ، پیش می آید و علم از پاسخ به آن عاجز است در این صورت مجلسی منتخب مردم تصمیم نهائی را می گیرد.
· هنگامی که مسائل اجتماعی
· در جوامع دموکراتیک اگر در مورد مسئله ای علم ، حرفی داشته باشد به دنبال رأی گیری از مردم و مسئولان نمی رود.
· در یک جامعه دمکراتیک متخصصین جایگاه خاصی پیدا می کنند
· شاخصهای مهم جامعه دمکراتیک عبارتند از :
وجود مجلس کارا
حرمت واقعی و عملی متخصصان
· در فرایند توسعه همه جنبه های زندگی اعم از نهادهای فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، روابط بین الملل ... باید مورد بازسازی نهادی قرار گیرند.
· توسعه در واقع به مثابه تغییر دادن تمامی ساختارهای کیفی و کمی یک ساختمان است . این تغییر ، تغییر بسیار سختی است
· توسعه عبارت است از تحول یک تمدن ،یعنی تمدنی در جریان یک توسعه از بین می رود و تمدنی دیگر جانشین آن می شود
· در شرایط وجود اندیشه " برابری انسانها ، نمی توان حکومت مطلقه از هر نوع داشت . این دو ( حکومت مطلقه و برابر انسانها ) با هم سازگار نیستند.
· اگر از یک سو ، اندیشه " برابری انسانها " را داشته باشید و از سوی دیگر نهاد حکومت مطلقه ، همیشه بحران خواهید داشت تا یکی از این دو دیگری را کنار بزند
· اندیشه برابری انسانها با نهادمالکیت انحصاری دولت و افرادمقایر است
· برابری انسانها نه به مفهوم تساوی بکله به مفهوم برابری فرصتهاست
· پوشانیدن لباس ریاضی بر مفاهیم توضیحی بالا جباری ما را به سوی تعریف دقیق تر از مفاهیم مورد استفاده خود می کشاند
· اقتصاد سنجی مجموعه ای از فرمولهای ریاضی نیست که همچون چراغ جادوی علاءالدین حلال همه مشکلات باشد و هر قفل بسته ای را بگشاید .
· در اقتصاد سنجی از لحظه شروع تا لحظه پایان ، همه جا با احتمالات مواجهیم و نه با احکام قظعی
· استفاده ناصحیح از اقتصاد سنجی به مراتب خطرناکتر از عدم استفاده از آن است
· نیازهای انسان را در سطحی بسیار کلی و کلان می توان در سه واژه تأمین ، امنیت و هویت خلاصه کرد
· قدرت الزاماً فساد به همراه می آورد وقدرت مطلق همراه فساد مطلق است
· هر کسی داخل در امری سیاسی یعنی مملکت دارای است ناچار باید دارای این دانش ( علم اقتصاد ) باشد
· علم اقتصاد با مقوله مهم ( ازدیاد ثروت جامعه ) سرو کار دارد و تخصیص بهینه منابع عمده ترین روشها آن است
· در ایران ما در علم اقتصاد پگ روشهای بهینه یابی به جای محتوا نشانده ایمو
· ما ( اقتصاد دانان ایران ) این فرضیه نامعقول و باطل شده قدیمی را به صورت تلویحی پذیرفته ایم که اگر سرمایه گذاری بالا رفت ، اگر منابع بصورت بهینه تخصیص یافت ، مردم رفاه بالاتری خواهند یافت . فرضیه ای که از دایره توجه اقتصاددانان دانشمند رخت بربسته است.
· علم اقتصاد یک علم تجربی اجتماعی ، مولود انقلاب صنعتی ، پرورش یافته در دامان عصر نوین تاریخی و در سیر پیشرفت خود همگام با تکامل جامعه صنعتی است .
· اصالت تفکر و اندیشه به معنی ایجاد مکتب اندیشه ای هنوز در جامعه ما وجود ندارد
· در یک جامعه توسعه یافته قوانین و مقررات ایجاد محدودیت میکند ولی برابری انسانها را از بین نمی برد
· قانون یعنی ضوابطی که برای اداره امور و وضع شده باشد نه بر اساس سلیقه یک نفر یا یک گروه خاص
· برنامه های توسعه در ایران تا سالها 50 ، 51 بیشتر تکیه روی ابعاد فیزیکی توسعه داشته است وبه ابعاد اندیشه ای توسعه پرداخته نشد
· پس از سالهای 50،51 ساختار سیاسی ایران متمایل به یک ساختار بسیار قدیمی شد و از طرف دیگر می خواست یک جامعه صنعتی داشته باشد این دو نه تنها با یکدیگر سازگاری نداشتند بلکه با هم در تضادند
· در ایران متفکرانی درمکاتب مختلف داریم ولی مکتب فکری نداریم
· ایجاد کارخانه ، راه ، ... و سرمایه گذاری فیزیکی بعدی ازابعاد توسعه است ، نه همه آن
· مشکل اساسی توسعه ایران فقدان مکتب فکری و نهادینه شدن آن است
· به نظر من ( حسین عظیمی ) تامکتب فکری در ایران نهایدنه نشود، توسعه ایران به سرانجام خود نخواهد رسید
· برای رفع مشکلات توسعه ایران باید :
· برای اندیشمندان جمال و موقعیتی فراهم شود تا با آرامش خاطر یک مکتب فکری بوجود آورند و در چارچوب این مکتب فکر تحقیقات صورت گیرد ، فرضیه ها آزمون شود. دانش پژوهان پرورش یابند، اندیشه های کلان به اندیشه خرد و سیاستهای اجرائی تبدیل شوند
· اساس جامعه دموکراتیک پگ علم محوری " است و رأی گیری جزئی از آن است
· بر اساس مفهوم و اندیشه دمکراسی ، نهاد سیاسی جامعه ، متناسب با اندیشه برابری ( انسانها ) است که اولاً و اساساً مشروعیت علم را پذیرفته باشد
· در جوامع جدید ( دموکراتیک ) وقتی مسئله ای مطرح می شود ، در صورتی که علم درباره آن حرفی داشته باشد ، حرف علم را می پذیریم و باید بپذیریم.
· هدف از ترجمه کتابهای مقدمه ای بر اقتصاد سنجی نه تنها مشوق بکار بردن صحیح این روشها بلکه هشداری بر بکارگیری غیر موجه آنها می باشد
· هدف از ترجمه کتاب اقتصاد سنجی علاوه بر یک منبع علمی پرداختن به نقاط قوت و ضعف روشهای اقتصاد سنجی می باشد
· نه تنها بخش عمده ای از افتخار توسعه یافتگی جامعه نسیب دولتها است بلکه بخش قابل توجهی از علل عقب ماندگی را هم باید در اختیارهای دولتی جستجو کرد
· جامعه ما دولت سالار است . حکومت به مردم اجازه مشارکت خلاق نمی دهد و این موضوع اقتصاد کشور را دچار مشکل می کند
· نظام انگیزشی ایران در حوزه اقتصاد ناکار آمد است
· راههای رسیدن به استراتژی منطقی توسعه در ایران:
پرهیز کردن از دیوان سالاری
توجه به نظام بازده سالم
ایجاد نظام انگیزشی سالم
ایجاد کیفیت در آموزش عالی
یافتن جایگاه معقول در اقتصاد جهانی
ایجاد سازمانهائی برای اداره کردن استراتژیها بدون دخالت دولت
· توسعه ایران در گرو اصلاح نگرشها هست . باید پذیرفت که هر مالکیتی دزدی نیست و مردم اقتصاد را سامان می دهند
· شناخت " انسان" دست مایه اصلی تمام علوم اجتماعی و از جمله علم اقتصاد است . پس باید پرسید که نیازهای اصلی اقتصادی انسانها کدامند؟
· انسان از نظر اقتصادی می تواند دارای نقشهای متفاوت زیر و یا ترکیبی از آنها باشد
وسیله و ابزار کار
مصرف کننده
توزیع کننده
مدیر
سرمایه گذار
نوآوری
دولت مرد
کارشناسی