دیدگاه های دکتر حسین عظیمی ارانی>>فرش ، سرمایه انسانی ، توسعه کشور
دکتر حسن عظیمی
رئیس مؤسسه عالی آموزش و پژوهش در مدیریت و برنامه ریزی
نخستین نکته ای که در زمینه فرش درباره آن بحث می کنیم این است که این زمینه فعالیت برای دوران تاریخی قبلی یک صنعت است و برای دوران گذر تاریخی ما تلفیقی از صنعت و هنر است و امید ما این است که در دوره توسعه یافتگی ایران جزء صنعت ما نباشد و اساساً فرش باید تبدیل به هنر ما شود، نه صنعت ما و در حقیقت بخش هنری آن باقی بماند. دوران گذشته فناوری متکی بر زور و بازوی انسان و حیوان بوده و تولید اقتصادی به این صورت اتفاق می افتاده است . ماشین آلات و ابزار محدود بوده و انسان ها با زور بازو تولید را سامان می دادند. بنابراین در دوران گذشته توجه به این معنی وجود داشته و اما در دوران امروز ، تولید خلاقیت است ، نه زور بازو و نه کار.
امروز در عل اقتصاد سه دسته کالا داریم . تا ده سال پیش فقط دو دسته کالا وجود داشت . دو دسته کالایی که تا 10 سال پیش وجود داشت عبارت بودند از کالاهای کاربر و کالاهای سرمایه بر. کالای کاربر کالایی است که بخش عمده داده آن کالا نیروی کار بوده است ، مثل همین قالی . کالای سرمایه بر کالایی است که بخش عمده ارزش افزوده آن ناشی از سرمایه ای بود که در آن بکار گرفته می شد. مانند ماشین CNC . از حدود 10 سال پیش ، کالای طبقه سومی داریم که عبارتند از کالاهای دانش بر ، دانای بر ، یعنی کالاهایی که در تولید برخی کالاهای شیمیایی مانند سوخت های ویژه داروهای ویژه و ... که ما برای چند سی سی از این کالا میلیون ها تومان پول می دهیم و در حقیقت دانش بسته بندی شده است . بحث صنعت در دوران جدید صنعتی متکی بر بازوی انسان و حیوان نیست . در حالی که صنعت قدیم این وضعیت را دارد و کاری مثل قالی بافی در یک دوران قدیم ، صنعت است . سال هاست در ژاپن به عنوان آرمان به جامعه ای می اندیشند که در آن جامعه صادرات کالا نخواهند داشت ، برخلاف تصوری که ما می کنیم ، یعنی آنها بحثشان این است که ما صادرات فناوری ، صادرات ایده و صادرات خلاقیت و از این نوع صادرات را خواهیم داشت و جامعه انسانی و شأن انسانی این است که کار را به ماشین و ابزار واگذار کند و خلاقیت و طراحی و به اعتباری و به معنایی هنر را برای خودش حفظ بکند. شادابی زندگی در این نوع تقسیم بندی است و نه در تقسیم بندی ما که به هر حال از صبح تا شب در کارگاه قالی بافی و یا در کارخانه به کاری بپردازیم که احتمالاً 200 تومان ، 500 تومان ، هزار تومان ، ... بگیریم و نانی بدست آوریم . البته تا روزی که مجبور باشیم این کار را باید بکنیم و خواهیم کرد.
ولی متعلق به دوران دیگری است . در آن دوران بازدهی نیروی انسانی کم بوده تکنولوژی ضعیف بوده ، و در عین حال حرفه ها وجود داشته است . در دنیای جدید حرفه وجود ندارد ، بلکه کار وجود دارد . یعنی ما در دنیای قدیم قالیباف ، نجار ، بنا ، معمار داریم. در دنیای جدید ما اساساً بنا نداریم . بهر حال در دنیای قدیم تکنولوژی ساده است ، حرفه ها وجو دارد ، بازده ای کم است و تولید متکی به بازوی انسان است و تولیدی که حاصل می شود نتیجه کار استادکاران است و به همین دلیل است که در دنیای قدیم همیشه هنر وجود داشته و جزئی از این پدیده بوده است.فرش هم یکی از صنایع دوران قدیم ما بوده که زیبائیش در این است که تلفیقی از کاربرد و زیبائی است و در عین حال وسیله است برای پس انداز سرمایه . این بعد وارد فرهنگ ایران شد و محتوای هنری و غنای فرهنگی به ما داده و ثروت عظیم فرهنگی به بشر ارائه کرده است . صنعت فرش بافی در ابتدا جنبه محلی داشته ، حتی جنبه ملی آن محدود بوده ، بهر حال ما حتی بازاری داشتیم که در بخش هنری آن ، بازار ثروتمندان بوده ، در بخش بازار خانگی بازار عشق و محبت و هنری بوده که در داخل خانواده ها فرش کوچکی برای جهاز و غیره بافته می شده و بازار متوسطی هم وجود نداشته ولی جزء فرهنگ ما بوده است . همراه با بازشدن بازارهای خارجی روی فرش ایران ، بخش تجارتی آن تقویت شده و بخش هنری هم به همین صورت . ولی امروزه چرا ما فکر می کنیم از نظر اقتصادی ، فرش صنعت مطلوب ما نیست ؟ در مورد بازار فرش امروزه ایران و تولید فرش ایران آمار حقیقی در دست نیست . رقمهای رسمی ، رقمهای بسیار زیادی نیست ، ولی به طور حدسی و با توجه به آمار تصور می شود تولید فرش سالانه ایران را حدود یک و نیم میلیارد دلار می توانیم در نظر بگیریم .
اگر فرض کنیم به طور متوسط یک فرش 1500 دلار است و این فرش را حاصل کار یک نفر در سال بدانیم ، به این معنی است که ما معادل یک میلیون نفر قالی باف تمام وقت در کشور داریم. البته برآوردهائی شده که بین 8 تا 12 میلیون نفر از جمعیت 62 میلیونی ما از این صنعت نان میخورند . حال ما با این ارقام یک بار دیگر فکر می کنیم حدوداً یک میلیون آدم فرش می بافند و 5/1 میلیارد دلار فرش صادر می کنیم . این در مقایسه با وضعیت صنعتی ایران و جهان چگونه است ؟ آماری که در کل صنعت ایران از اشتغال داریم برای سال 1378 کل صنعت ایران 2/5 میلیون شاغل و در کل صنایع دیگرمان 5/1 میلیون شاغل داریم . این 5/2 میلیون نفر در صنعت حدوداً 25 میلیارد دلار در سال تولید می کنند و 1 میلیون شاغل داریم . این 5/2 میلیون نفر در صنعت حدوداً 25 میلیارد در سال تولید می کنند و 1 میلیون نفری که در کار قالی هستند یک میلیارد دلار تولید می کنیم و به ازای یک میلیون نفر شاغل در سایر صنایع 10 میلیارد دلار تولید می کنیم . 5/1 میلیون تولید کل است . اگر نیم میلیون جهت مواد اولیه کم شود، حدود یک میلیون ارزش افزوده کشور است . در کل صنعت به ازای یک میلیون نفر ، ده میلیون و در صنعت قالی به ازای یک میلیون نفر ، یک میلیون دلار است . نسبت در اینجا یک به ده است روی متوسط صنعت ، یعنی بازدهی فرش با وجود افتخاراتی که دارد 10% کل بازدهی صنعتی کشور است و روی این رقم باید در دانشکده و سایر جاها فکر کرد که با صنعت فرش چه باید کرد. آیا باید افتخار کرد به صنعتی که بازدهی آن 10% متوسط کل صنعت کشور است یا باید نگران بود؟ بازدهی متوسط ساعت کار مصرف شده در صنعت فرش ایران حدوداً 10% بازده متوسط همین ساعت کار در مجموعه فعالیت های صنعتی است . اگر صنعت فرش را با کل صنعت مقایسه کنیم به دست خواهیم آورد که 5/1 میلیون نفر در صنعت غیر فرش 24 میلیارد دلار تولید می کند و یک میلیون نفر داریم که یک میلیارد تولید می کنند . اینجا در حقیقت به ازای هر یک میلیون در سایر صنایع 14 یملیارد تولید کردیم و در صنعت فرش یک میلیون . به عبارتی دیگر وقتی که بازدهی صنعت فرش در مقایسه با قسمت دوم صنایع ایران فقط 5% است . یعنی وقتی که در این صنعت مصرف می کنیم ، اگر می توانستیم در صنعتی دیگر صرف کنیم ، بجای 5 تومان ، 100 تومان داشتیم و این نکته ای است که دارای اهمیت است و باید به آن فکر کرد . من تصورم این نیست که اگر کارگر قالیباف ما امکانی در خارج از این صنعت داشت ، حاضر بود قالی ببافد.
حال به مقایسه با کار صنعتی دنیای پیشرفته می پردازیم :
فرشی را ما می بافیم و صادر می کنیم و در مقابل دلار یا پوند می گیریم و در مقابل ماشین و تلوزیون و ... از خارج تهیه می کنیم ، رابطه این مبادلات چیست ؟ 1000 ساعت کار ایرانی که در فرش ما متجسم و صادر می شود ، مبادله می شود . با یک ساعت متوسط کار فرنگی . یعنی بازدهی 100/1 است . پس ما یک بازدهی 10% یک بازدهی 5% و یک بازدهی 1 در هزار داریم و این چه صنعتی است ؟ اتومبیلی که ما در حدود 10000 دلار خریداری می کنیم چیزی حدود 16 ساعت طول می کشد تا در پروسه نهائی تولید شود . برای 16 ساعت 000/10 دلار پول می دهیم و برای یک فرش متوسط ایرانی چقدر پول می گیریم ؟
چند نکته درباره فرش :
1- فرش صنعت دوران قدیم است
2- فرش تلفیقی از تجارت و هنر دوران گذار ماست
3- فرش صنعت دوران جدید نیست و ما امیدواریم از گروه صنعت حذف شود
اگر آمار صادرات فرش ایران در 4 ماهه اول سال های 77، 78، 79 را مقایسه کنیم ، در 78 نسبت به 77 وزن فرش ما 9% از نظر صادرات بالا رفته ولی ارزش آن 4% بائین آمده . در چهار ماهه اول 79 نسبت به 77، 40% از نظر وزن رشد داشتیم ولی از لحاظ ارزشی حدود 30% رشد داشتیم . به عبارتی ارزش هم در حال کاهش است . علیرغم این تصویر نگران کننده ، به هر حال بالای 20% صادرات غیر نفتی ایران متعلق به فرش است . یعنی فرش اولین صادرات غیر نفتی ماست و دومین قلم صادرات غیر نفتی فاصله خیلی زیادی با صنعت فرش دارد و لذا ما نمی توانیم با وجود همه این مشکلات ، بی درنگ و یکجا فرش را از حالت صنعت خارج کنیم و قانونی و یا غیر قانونی آن راببنیدم . بنابراین ما باید یک راه حل میان مدت و یک راه حل بلند مدت داشته باشیم . در راه حل بلند مدت جز حذف فرش به عنوان صنعت راه حلی وجود ندارد . در بلند مدت فرش به واقع باید تبدیل به هنر شود و آن موقع چه کسی جرأت می کند فرش را زیر پا بیاندازد ؟ در بلند مدت راه حل قالی ایران این است که به تدریج شغلهای پربازده در جاهای دیگر ایجاد شود و قالی بیرون خواهد آمد و تبدیل به خلاقیت خواهد شد . باید به کیفیت اندیشید و فرش ایران همان گونه که کالای ویژه است ، به عنوان کالای ویژه حفظ شود.
به طور خلاصه فرش صنعت دوران قدیم است ، صنعت آینده نیست .
بین دوران گذشته و دوران آینده یک گذار تاریخی است و در این دوران فرش هم تغییر می کند و تلفیقی می شود از صنعت و هنر. بنابراین فرش صنعت دوران قدیم است . تلفیقی از صنعت و هنر دوران گذار است و هنر دوران توسعه یافتگی است . حدود یک میلیون اشتغال تمام وقت در صنعت فرش است و به نظر می آید این یک میلیون آدم حدود 5/1 میلیون دلار فروش سالانه قالی دارند. از این 5/1 میلیارد دلار به نظر می آید حدود یک میلیارد تولید خودشان است و بقیه تولید مواد واسطه ای است که در فعالیت آنها است .
یک ساعت کار صنعت فرش 10% کل صنایع ، 5% سایر صنایع ، و 1 در هزار صنعت خارج بازدهی دارد. راه حل بلند مدت : تبدیل به یک کالای ویژه و تزریق پاداش اقتصادی به این صنعتی که دارای بازدهی محدود است .