دکتر حسین عظیمی آرانی دکتر حسین عظیمی آرانی دکتر حسین عظیمی آرانی
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت ایمیل
15/6/1389
انتخاب کنيد
صفحه اصلی
زندگینامه
مقالات
کتاب ها
مراسم ها و همایش ها
دیدگاه ها
مجتمع دکتر حسین عظیمی
دکتر عظیمی از نگاه:
یادبود دکتر عظیمی
گالری
زبان
تصوير روز
مدرک فوق لیسانس اقتصاد توسعه دکتر عظیمی از دانشگاه تهران
سايتهاي برتر
  شهرداری آران و بیدگل
  گروه مهندسی طلوع
  شرکت باریج اسانس
  مؤسسه عمران و توسعه آران و بیدگل
  سازمان مدیریت و برنامه ریزی
  سایت کویر ایران
  سایت هلال ابن علی (ع)
  دانشگاه جامع علمی - کاربردی دکتر عظیمی
  پژوهشسرای دانش آموزی دکتر حسین عظیمی آرانی
سخنان دکتر عظيمی

مسئله اصلی ما محدود بودن امکانات نیست ؛ مشکل ما اشتباه نگرش در " انتخاب اقتصادی " است .

پشتيبانان سايت
جستجو در سايت
   
جستجو در گوگل
    
معرفی اقتصاد ایران
تاريخ ورود: 9/9/1384 بازديد: 4376 نويسنده: دکتر حسین عظیمی

 

معرفی اقتصاد ایران به قلم زنده یاد دکتر حسین عظیمی

طی 25 سال گذشته حدود 800 میلیارد دلار از محل ذخایر نفت و گاز به اقتصاد ایران تزریق شده است . طی همین مدت اقتصاد ما شاهد تلاش های جان فرسا و شبانه روزی حجم بزرگی از مدیران و نیروی کار در بخش های دولتی و خصوصی بوده ایم. در همین زمان نظام آموزشی کشور گسترش فراوان یافته است و شاهد تخصیص منابع عظیم سرمایه به حوزه های زیربنائی (فولاد ، پتروشیمی، ...) و موفقیت های واقعی در زمینه پایه گذاری و گسترش صنایع اساسی (سدسازی ، راه سازی ، ارتباطات، ...) به دست آمده است.

علی رغم این همه ، تولید سرانه جامعه به قیمت های ثابت طی این دوران طولانی ثابت مانده و احتمالاً کاهش یافته است . چرا؟

داستان این است که تکیه کلام دکتر ما چند مشکل اساسی داریم.

اولاً جامعه ما دولت سالار است . نکته مورد بحث این نیست که حکومت کوچک یا بزرگ است. نکته در این جاست که حکومت ما به مردم اجازه مشارکت خلاق نمی دهد. این موضوع قطعاً اقتصاد را دچار مسأله می کند.

از سوی دیگر نظام انگیزشی ایران در حوزه اقتصادی بسیار ناکارا است . مجموعه تشویق ها و تنبیهات است که نظام انگیزشی را می سازد . مجموعه انگیزشی حاضر، انسان ها را به سمت تولید سوق نمی دهد و به همین دلیل باید دچار دگرگونی شود.

در کنار ایجاد چنین مجموعه ای باید کوشید تا نظام ایجاد سرمایه انسانی از طریق تکمیل آموزش های عالی ، در زمینه های کیفی رشد کند و جایگاه ایران در اقتصاد جهانی روشن شود. احتراز از دیوان سالاری ، توجه به نظام بازده ، ایجاد نظام انگیزشی سالم ، ایجاد کیفیت در نظام آموزش عالی ، یافتن جایگاه معقول در اقتصاد جهانی و ... راه هایی است که بر اساس آن ها به استراتژی توسعه منطقی می رسیم و در کنار این ها ، سازمان هایی را باید ساخت که بتوانند این استراتژی ها را بدون دخالت مستقیم دولت اداره کنند.

اگر بخواهیم شاخص های تفصیلی توسعه در ایران را بررسی کنیم باید به این سؤالات پاسخ دهیم که آیا فرهنگ متکی به اصالت علم و بر اصالت انسان است؟ آیا از حکومتی مردم سالار بهره مندیم و آیا سیستم آموزشی مدرنی را مورد استفاده قرار می دهیم؟ میزان بهره مندی ما از انرژی های جدید چه مقدار است؟ باید پرسید که در زمینه راه و ارتباطات چه مقداری کار انجام داده ایم؟ در زمینه آب آشامیدنی سالم سازی شده و سایر حوزه های مشابه تا چه اندازه ای به زندگی مدرین نزدیک شده ایم؟

نتیجه بررسی تطبیقی شاخص های یکپارچه و شاخص های تفصیلی توسعه ایران حاکی از آن است که مشکلات نهادینه شده ساختاری فراوانی در اقتصاد ایران وجود دارد.

برای پیشرفت اقتصادی ایران به سه فاکتور اساسی نیازمندیم:

1-      نظام انگیزشی مناسب

2-      جایگاه مناسب در نظم بین المللی

3-      نهادهای کارا برای سیاست گذاری و اجرا

این سه فاکتور باعث شکوفا شدن اقتصاد خواهد شد.

سرکوب نظام انگیزشی نوآوران جامعه و سهولت نسبی نقل و انتقالات بین المللی نظرهای خلاق باعث شده است تا اولاً ناهنجاری های روانی در اقشار نوآور و در کل جامعه به وجود آید و ثانیاٌ خلاقیت و نوآوری جامعه به زمینه های ناسالم معطوف شود و ثالثاً نیروهای خلاق و نوآور از جامعه خارج شوند. که همه این ها ضعف شدید خلاقیت سالم در جامعه را منتهی شده است. به تعبیر من اقتصاد کشور ضربه مغزی شده است . اولویت اول پزوهشی ما درک و فهم علت و علل این ضربه مغزی شده اقتصاد ایران و یافتن راه حل هایی است که بتوان آن را از این وضعیت خارج کرد.

اقتصاد ایران به هر دلیلی از افتصاد مولد به سوی اقتصاد دلالی حرکت کرده و بخش های تولیدی در حال رکود است . این که چگونه می توان این روند را متوقف کرد، زمینه کار پژوهشی است . سوال دیگر این که ، چگونه می توان اندیشه ها و نتایج پژوهش ها را به سازمان مدیریت و برنامه ریزی منتقل کرد. یعنی چه کار می توان کرد که سطح دانش و پذیرش علمی کارشناسان را بالا برد؟

در ایران متأسفانه یک اشتباه صورت گرفته که ما تصور کردیم با آموزش تنها می توان سرمایه انسانی به وجود آورد. این غلط است . البته آموزش ، امری بسیار اساسی است و همانند چاقویی است که بسیار نیز و برا باشد و لی مسآله مهم تر این است که این کارد در دست چه کسی است و این شخص با چه انگیزه ای کار می کند.

بنابراین سرمایه انسانی ، یک نظام آموزشی و یک نظام انگیزشی دارد و اگر این دو با هم تلفیق شود سرمایه انسانی حاصل می شود. بنابراین سرمایه انسانی ، یک نظام آموزشی و یک نظام انگیزشی دارد و اگر این دو با هم تلفیق شود سرمایه انسانی حاصل می شود. من مشکلات سرمایه انسانی ایران را به خصوص در سازمان مدیریت و برنامه ریزی عمدتاً در نظام آموزشی نمی دانم بلکه در نظام انگیزشی می دانم.

بنابراین در پاسخ به این سوال که ما چه باید بکنیم بگویم که اولاً باید قدم به قدم جلو رفت ، اولین قدم این است که این بخش نظام انگیزشی را بیشتر بپرورانیم و آن را طرح کنیم و مسئولین و تصمیم گیران هم مسأله را به روشنی ببینند و بپذیرند . چون برای حل هر مشکلی در ابتدا این پذیرش و درک لازم است . همه اینها به اصلاح و بازسازی مجموعه سیاست های حکومت باز می گردد.

توسعه ایران در گرو اصلاح نگرش هاست . مهم ترین عامل در این زمینه هم دولت و حکومت است . یعنی نه تنها بخش عمده ای از افتخار توسعه نیافتگی جامعه نصیب دولت ها است ، بلکه بخش قابل توجه ای از علل عقب ماندگی را هم باید در ساختار دولت ها جستجو کرد.


ارسال ايميل به دوستان
   
ايميل به :
ايميل از :
موضوع :  
ليست مقالات
 سايت برتر   درباره ما   ارتباط با ما 
تمامى حقوق اين برنامه طبق قوانين نرم افزارى متعلق به شركت ايده پرداز طلوع (مرکز طراحی وب سايت و IT ) مى باشد.
تهيه شده توسط شرکت ايده پرداز طلوع 1383