اقتصاددانى كه دغدغه ايران داشت
چهارسال از درگذشت اقتصاددان فرهيخته دكتر حسين عظيمى آرانى مى گذرد اما ياد و نام دكتر عظيمى در محافل علمى بويژه در ميان استادان، محققان و دانشجويان اقتصاد توسعه همچنان زنده و پوياست. شايد بتوان گفت هنر بزرگ دكتر عظيمى انطباق مفاهيم ومدل هاى توسعه براى وضع خاص اقتصاد ايران و تأكيد بر نوآورى ، آموزش و سرمايه انسانى و كم توجهى به تقليد وكپى بردارى بدون در نظر گرفتن شرايط اقتصاد كشور بوده است.
18 ارديبهشت ماه ، دانشكده اقتصاددانشگاه علامه طباطبايى برگزار كننده مراسم چهارمين سالگرد بزرگداشت مقام علمى انديشمند فرهيخته شادروان دكتر حسين عظيمى آرانى بود.
در اين مراسم ، دكتر شاكرى رئيس دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايى با اشاره به ويژگى هاى دكتر عظيمى وى را يك دانشجو ، استاد و محقق برجسته اعلام كرد و افزود: دكتر عظيمى به عنوان يك دانشجو و محقق همواره بر مطالعه، تحقيق و شناخت مفاهيم علم اقتصاد تأكيد داشت به طورى كه مى توانست مفاهيم بسيار پيچيده علم اقتصاد را به زبان عموم مردم بيان كند.
در ادامه اين مراسم دكتر نورى نائينى به تشريح وضع سال هاى دانشجويى و ديدگاه هاى مرحوم دكتر حسين عظيمى پرداخت . وى با اشاره به اين كه سال هاى دهه۱۳۴۰ سال هاى شوروشوق دانشجويى و سال هاى توجه و درعين حال سال هاى سختى براى آنان نيز بود ، گفت : در اين سال ها تحقيقات گروهى در حال شكل گيرى بود. علم اقتصاد در ايران در همين سال ها مطرح شده بود و ساختمان جديدى به آن اختصاص داده بودند . اصول علم اقتصاد نوشته ساموئلسون و رياضيات آلن ترجمه شد. به طور كلى پايه هاى علم اقتصاد در ايران شكل گرفته بود. دكتر عظيمى در سال۱۳۵۵ در مؤسسه برنامه ريزى كه نهادى مشترك بين سازمان برنامه و بودجه و سازمان ملل بود مشغول فعاليت بود و بعدها عازم انگلستان شد.
وى در ادامه ، ديدگاه هاى دكتر عظيمى در باب توسعه اقتصادى در ايران را به اين شكل تشريح كرد : مرحوم دكتر عظيمى معتقد بود هر موضوعى بايد با منطق اقتصاد ايران سازگارى داشته باشد . جز اين فقط وقت و انرژى تلف مى شود و آنها كه اين را قبول نداشتند به اين باور رسيدند و فهميدند كه توسعه اقتصادى راه ميانبرندارد، هر چند كه از منابع عظيم نفت وگاز سرشار باشد . عظيمى به دنبال يك الگوريتم مناسب براى اقتصاد ايران بود و گواه اين مدعا كتاب مدارهاى توسعه نيافتگى در اقتصاد ايران است. توسعه همراه با مردم، سازگار با فرهنگ و داراى يك ساختار بومى و كارآمد فكر اصلى عظيمى بود. به همين دليل به آموزش ابتدايى بسيار اهميت مى داد. چرا كه معتقد بود آموزش ابتدايى، فرهنگ ساز است وافراد را آماده روانه شدن به اجتماع مى كند و اگر فرهنگ توسعه به طور نهادينه به وجود نيايد مشكل است كه مسير توسعه- ساماندهى بشود. چيزى كه اكنون در نوشته هاى آمارتياسن نيز ديده مى شود كه انتقادهايى به نظام آموزشى هند دارد.
توسعه پيش نيازهايى دارد. بويژه دردنيايى كه به سمت جهانى شدن پيش مى رود. آنچه كه مربوط به وضع فعلى كشور ماست، اين كه چه بايد كرد؟ جواب آمارتياسن به اين سؤال اين است كه يك عده به طور افراطى درباره تغيير فرهنگ كه در پى جهانى شدن مى آيد، نگرانند. شايد اين ديدگاه تا حدى به حق باشد. ولى نمى توان به اين بهانه جلو ترقى و پيشرفت را مسدود كرد. تنها كارى كه مى توان انجام داد اين كه منافع خود را در اين راه حداكثر و يا زيان ها را حداقل كنيم. بنابراين بايد اين فرهنگ را بشناسيم و به كودكان بياموزانيم به همين دليل آموزش ابتدايى و سرمايه انسانى بسيار مهم است.
ازديگر ديدگاه هاى دكتر عظيمى تأكيد بر اشتغال مولد وتوسعه مشاركتى بود. در فرآيند توسعه هم بايد به جنبه هاى توليدى وهم جنبه هاى عدالت آن توجه كرد. دكتر عظيمى توسعه مشاركتى را در مؤسسه برنامه ريزى به بوته آزمون گذاشت، اگرچه به پايان نرسيد ولى مسير برنامه ريزى را در ايران دگرگون كرد.
دكتر عظيمى به بخش كالايى اقتصاد بسيار اهميت مى داد. فقط تخمين يك معادله پولى و مالى برايش مهم نبود كالايى كه در اقتصاد توليد مى شد مهم تلقى مى شد، ازكالاى فيزيكى گرفته تا كالاى انسانى.
تأكيد دكتر عظيمى بر اين بود كه واقعيات اقتصاد ايران را بايد شناخت اگرچه مدل آن را نتوانست توضيح دهد كه اشتباه ازمدل است نه از واقعيات اقتصاد كشور ما. حل اين مسأله نياز به نوآورى دارد و نوآورى احتياج به خودباورى. دكتر عظيمى اعتقاد داشت نظام آموزشى ماتقليدى است، همين كسانى كه اين مدل ها را به ما مى دهند خودشان طور ديگرى كار مى كنند . آنها به نوآورى بيشتر از تقليد اهميت مى دهند و عظيمى نمونه هاى زيادى از نوآورى داشت. او مدل شناس بود ولى مفتون مدل نبود.
در پايان اين مراسم نيز ميزگردى با حضور آقايان على رضا قلى (جامعه شناس) ، دكتر فرشاد مؤمنى عضو هيأت علمى اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايى و دكتر وحيد محمودى عضو هيأت علمى اقتصاد دانشگاه تهران برگزار شد.
ازدكتر مؤمنى چنين سؤال شد كه آيا بحث مدارهاى توسعه نيافتگى كه دكتر عظيمى مطرح كرد بعضى از آن يأس و نااميدى و برخى ديگر اميدبه يافتن و شناختن گره هاى كور توسعه در اقتصاد ايران را استنباط كردند، شما ازاين بحث چه برداشتى داريد و دوم اين كه آيا مى توان بين دايره شوم فقر در دهه۵۰ ميلادى و مدارهاى توسعه نيافتگى در اقتصاد ايران ارتباط برقرار كرد؟ دكتر مؤمنى در جواب گفت: سؤالى كه مطرح شد اقتضاى خيلى مبسوط ترى دارد، اگر به خاستگاه انديشه توسعه برگرديد آموزه هاى شناخته شده و مرسوم اقتصاد خرد وكلان و انتظارات تئوريك در بعضى از كشورها اهداف توسعه اى را برآورده نمى كرد. بنابراين ايده اى مطرح شد كه دور هاى باطلى وجود دارد كه نمى گذارد اين اصول كارا باشند و به همين جهت ايده دور هاى باطل سنگ بناى توسعه بود و دكتر عظيمى اين آموزه ها را به شرايط خاص ايران مرتبط كرد و من گمان مى كنم تا زمانى كه اين دورهاى باطل وجود دارد افكار و آراى دكتر عظيمى همچنان موضوعيت دارد.
حسين عظيمى سال ،۸۰ عظيمى سال۶۰ نيست ، چيزى كه در كار عظيمى بسيار مهم است ايشان براى تحليل اقتصاد ايران گاهى ازالگوهاى متناقض هم استفاده كرد. يك مسير تكاملى در كار عظيمى مشاهده مى شود واگر قرار باشد در ايران توسعه به صورت عالمانه پيگيرى شود انديشه عظيمى زنده مى ماند.
نقش بيدارگر استاد
درادامه بحث دكتر محمودى نيز گفت: دكتر عظيمى با وجودى كه پارادايم فكرى مشخصى داشت نقش بيدارگرى و روشنگرى مبحث توسعه بود وجامعه هدف آن، كل مردم بود. بنابراين از ساده سازى بسيار استفاده مى كرد. تمام دعواى ديدگاه هاى توسعه به طور مستمر ادامه مى يابد، چون هميشه يك چك ليست هايى از مشكلات را در مقابل و بودجه اى هم براى آنها داريم و چون اضلاع توسعه نيافتگى هم زياد است هميشه مشكلاتى باقى مى ماند.
هسته محورى بحث عظيمى مبانى علم وفن و سرمايه انسانى بود. دكتر عظيمى در دهه۶۰ بحث مؤكد بر آموزش داشت به عقيده او منشأ اكثر قراردادهاى استعمارى در تاريخ ايران بيشتر جهل بوده است تا تعمد و وابستگى.
دكتر محمودى ضمن اشاره به اين كه دكتر عظيمى يك اقتصاددان انسان گرا و به همين تعبير اقتصاددان نهادگرايى نيز بوده ، گفت : اقتصاددانان انسان گرا به دليل توجه به نهادهاى مؤثر بر انسان و سرمايه انسانى نهادگرا نيز هستند.
بسيارى از سياست ها در اقتصاد ايران بدون توجه به نهادهاى لازم براى اجرا وموفقيت اين سياست ها اجرا مى شود. مثلاً رويكرد خصوصى سازى كه در حال اجراست اگر به شرايط و وضع اقتصادى كشور توجهى نشود و صرفاً هدف، خصوصى سازى باشد شايد به ضد توسعه هم تبديل شود. به عنوان مثال بنگاه هاى اقتصادى كه بخش وسيعى از آنها ورشكسته و بخشى حدود ۱۰ درصد قدرت نقش آفرينى دارند در مطالعه اى نشان داده شده كه در اقتصاد ايران مالكيت در موفقيت و شكست آن ها نقشى ندارد يا در اقتصاد ايران فقر شاغلان بيشتر در بخش خصوصى است. دكتر عظيمى ساز و كار بازار را پذيرفته بود ولى بايد سياست هاى معطوف ديگر را نيز درست تعريف كرد. عظيمى اقتصاددان بود ولى اقتصاد محور نبود.
هوشمندى روش شناختى
در پايان مراسم دكتر مؤمنى بارديگر گفت: هوشمندى هاى روش شناختى عظيمى او را با واقعيات عجين كرد. در سال۱۳۶۸ عظيمى يك كادرى را براى بررسى دورهاى باطل در اقتصاد ايران به كار گرفت كه به عنوان مثال چرا اقتصاد ايران در دوران هاى وفور نفتى و دوران هاى نبود درآمدهاى نفتى به نحوى دورهاى باطل را تجربه مى كند. در سال۶۸ در همايش بازسازى اقتصاد ايران دكتر عظيمى مقاله اى ارائه داد كه محتويات آن نه تنها وضع امروز ايران بلكه آينده ايران را نيز نشان مى دهد. عظيمى مفهومى را در كتاب مدارهاى توسعه نيافتگى با عنوان ضرورت تمركز نظام تصميم گيرى در كشور مطرح كرده كه به نظر مى رسد امروز بيش از پيش بايد به آن توجه شود.
روحش شاد و ياداش گرامى.
برگرفته از نوشته آقاي هادى اكبرى ، روزنامه ايران ، 24/2/86 ، صفحه 8