
« نمودار توسعه اقتصادی و عوامل آن»
به عقیده دکتر حسین عظیمی، باورهای مناسب فرهنگی عمده و اساسی لازم برای فرایند توسعه اقتصادی را می توان در چند مورد محدود زیر مطرح کرد:
- حاکمیت نگرش علمی بر باورهای فرهنگی جامعه؛
- باور فرهنگی به برابری انسان ها؛
- باور فرهنگی به لزوم احترام به حقوق دیگران؛
- باور فرهنگی به لزوم نظم پذیری جمعی؛
- باور فرهنگی به آزادی سیاسی؛
- باور فرهنگی به لزوم توجه معقول به دنیا و مسائل مادی مربوط آن و دوری از ریاضت و زهد نامعقول.
وی در خصوص رسیدن به وضعیت مطلوب توسعه اقتصادی موارد زیر را اشاره می کند:
- توسعه اقتصادی مشکل همه ما است، بدون تحقق توسعه اقتصادی حل و فصل مشکلات جاری و روزمره کشور، مشکلاتی از قبیل بیکاری، سردرگمی، احساس نگرانی نسبت به آینده وابستگی به خارج و... مقدور نیست.
- تحقق توسعه اقتصادی در گرو تدوین و به کارگیری مجموعه ای از استراتژی های مناسب در حوزه های پنجگانه فرهنگ، آموزش تخصص، انباشت سرمایه، نظام اقتصادی مناسب و حفظ ثبات نظام است.
- در زمینه تحول مناسب فرهنگی، حداقل باید همه استراتژی اصلی در این زمینه را با جدیت پی گیری کرد و منابع انسانی و فرهنگی لازم برای تحقق حرکت در این مسیرها را تأمین نمود:تخصیص منابع کافی به جنبه های پرورشی، به ویژه در مدارس ابتدایی و راهنمایی، تأمین نیازهای اساسی زندگی و حیات اکثریت آحاد جامعه، الگوسازی فرهنگی مناسب.
- همگان به ویژه آنان که از موهبت مادی و فرهنگی بهتر و موقعیت سیاسی بالاتر برخوردارند، باید پذیرای مسئولیت آماده سازی زمینه های این تحول فرهنگی باشند. در صورت پذیرش این مسئولیت است که می توان در انتظار آینده پرارزش تری برای خود و برای فرزندان این آب و خاک بود.
نیاز و توسعه
نیازهای اقتصادی انسان متنوع است. افراد و گروه های انسانی نیز هر یک بر اساس نیازهایی که در یک مقطع خاص احساس می کنند به ارزیابی وضعیت اقتصادی خود می پردازند. طبیعی است که این نیازها یکسان و مشابه نیست، پس به این اعتبار می توان شناخت های متفاوت و ارزیابی های متنوع از وضعیت اقتصادی کشور در یک زمان خاص داشت. از طرفی می دانیم انسان از نظر اقتصادی می تواند دارای نقش های متفاوت زیر باشد:
وسیله و ابزار کار، مصرف کننده، توزیع کننده، مدیر، سرمایه گذار نوآور، دولت مرد کارشناس و... انسان ها در زندگی روزمره خویش در تمامی نقش های فوق قرار می گیرند و « همین نقش های متفاوت انسانی است که نیازهای عمومی و اقتصادی ما انسان ها را مشخص می سازد. این نیازها را در سطحی بسیار کلی و کلان می توان در سه واژه « تأمین، امنیت و هویت » خلاصه کرد. به این اعتبار، همه ما نیازمندیم که از نظر اقتصادی در تأمین باشیم و نسبت به تأمین اقتصادی فعلی و آتی خود احساس امنیت کنیم و در نهایت نیازمند آنیم که در نقش عمده اقتصادی که بر عهده داریم، احساس شخصیتی مستقل و یگانه و قابل احترام نماییم. باید تأکید کنیم که همه ما از دیدگاه « هویتی » نیازمند احساس « یگانگی » هستیم ». از منظر دکتر حسین عظیمی نیازهای اساسی اقتصادی ما عبارت اند از: درآمد، شغل، مالکیت، امنیت، نوآوری و خلاقیت، احترام، قدرت، خدمت.
برخی از ویژگی های اقتصادی جامعه ایران در آخر سال 1377:
- رکورد نسبتاً جدید؛
- رکورد نسبتاً طولانی؛
- فقدان علائم شروع رونق و پایان رکورد؛
- بودجه انقباضی دولت؛
- مشکل بازار و قیمت نفت صادراتی؛
- بیکاری کل حدود 10 درصد؛
- بیکاری جوانان حدود 30 درصد؛
- بحران شروع شونده بیکاری تحصیل کردگان؛
- فقدان مجموعه ای از سیاست های اقتصادی سنجیده.
توسعه و تمدن
وی در تعریف تمدن می گوید « تمدن مجموعه ای از دستاوردهای مادی و معنوی است که انسان ها در جهت شکوفا سازی یک اندیشه اساسی و در مسیر سامان دهی زندگی ایجاد می کنند. بدین صورت، تمدن مجموعه ای فراگیر از میان علمی – فنی – فرهنگ، روش های مادی و معنوی تأمین نیازهای معماری، شعر، وسایل ارتباطی، آشپزی و... است وی معتقد است ظهور و زوال تمدن همراه با اندیشه و بصیرت اصلی آن شکل می گیرد، این تمدن بازوال آن اندیشه یا اندیشه ها سقوط می کند و اضافه می کند هر تمدن در طی زمان و در جریان شکوفایی خود، نهادها و زیرساخت های اصلی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و علمی متناسب خود را ایجاد می کند.
وی در بحث ایجاد و حذف نهادها و زیرساخت های لازم در یک تمدن می گوید « در جریان زوال و سقوط یک تمدن، نهادهای فکری و معنوی آن به صورت خرافات جلوه می کند و نهادهای مادی آن عموماً به صورت آثار تاریخی و موزه ای در می آید.

« نمودار تمدن و مؤلفه های اصلی ایجاد کننده آن »
در خصوص نهادسازی در یک تمدن می گوید « هر تمدن متکی بر یک اندیشه و بصیرت اساسی است، ولی تنها آن اندیشه و بصیرت کارساز نیست، باید نهادهایی در جامعه ایجاد شوند که اجازه دهند ظرفیت آن تمدن عملاً در اختیار مردم قرار گیرد؛ یعنی باید نهادهایی متناسب در فرهنگ، سیاست، مسائل اجتماعی، اقتصادی و عملی ایجاد شوند تا بتوانند آن اندیشه را شکوفا کند و جامعه از آن ظرفیت بهره ببرد.»
فرایند توسعه
ایشان معتقد است در جریان شکوفایی یک تمدن تازه به زیرساخت ها و نهادهای تمدن قدیم، با اندیشه و بصیرت تمدن جدید در تقابل و در تعارض قرار می گیرند. در واقع میتوان گفت « فرایند توسعه » فرایند تقابل و تعارض نهادها و زیرساخت های تمدن قدیم با اندیشه و بصیرت تمدن جدید است. مشروط به اینکه این تقابل و تعارض نهادها و زیرساخت های تمدن قدیم با اندیشه و بصیرت تمدن جدید است. مشروط به اینکه این تقابل و تعارض در مسیر سازندگی تمدن جدید و تازه باشد. اضافه می کند در فرایند تقابل و تعارض اجباری نهادها و زیرساخت های تمدن قدیم با اندیشه و بصیرت تمدن جدید اگر مسیر حرکت در جهت حفظ تمدن منسوخ شده باشد، الزاماً جامعه در فرایند اضمحلال قرار خواهد گرفت.
توسعه فرایندی است که طی باورهای فرهنگی، نهادهای اجتماعی، نهادهای اقتصادی و نهادهای سیاسی به صورت بنیادی متحول می شوند تا متناسب با ظرفیت های شناخته شده جدید شوند و طی این فرایند، سطح رفاه جامعه ارتقاء می یابد.
« فرایند توسعه، تحول در نهادهای مختلف و ارتقای سطح رفاه »
بنابراین، توسعه عبارت است از بازسازی کامل یک جامعه، به ویژه از دیدگاه ایجاد نهادهای تازه ای که متناسب با بصیرت و اندیشه های مهم جدید باشند. در جریان این بازسازی و این نهادسازی جدید، تمدنی تازه ایجاد می شود و نتیجه حاصلیه، جامعه ای توسعه یافته است. پس اگر کشوری کمتر توسعه یافته باشد به این معنا است که کشور نتوانسته به اندازه کفایت نهادهای اصلی زندگی خود را متناسب با اندیشه و بصیرت عصر خود نماید. البته این نکته را هم تأکید می کنیم که فقط ساختن نهادهای جدید کافی نیست، باید این نهاد ها آن چنان در فضای فرهنگی جامعه تلفیق شوند که مورد احترام همگان قرار گیرند، مورد قبول و اعتماد اکثریت مردم باشند، کسی به خود اجازه ندهد به صورت سلیقه ای با این نهادها بازی کند و... و بدین صورت این نهادها ثبات می یابند، استمرار پیدا می کنند و دارای کارایی می شوند، در این صورت تمدن جدید به بلوغ خود می رسد و امکان پیدا می کند که نیازهای مادی و معنوی مردم را در حد انتظار آنها تأمین کند.
اساس توسعه همان سرمایه انسانی است. پس کشورهایی که مشکل دارند باید مشکل را در این حوزه جست و جو کنند و راه حل را در همین حوزه بیابند.
|
از دیدگاه ایدئولوژیک |
- برابری
- آزادی
- اصالت فرد
- هویت یگانه |
|
از دیدگاه معرفت شناختی |
- مجهز به دانش تجربی علم |
|
از دیدگاه تخصص های تولیدی |
- مجهز به دانش فنی و آموزش های متکی بر علم |
|
از دیدگاه اقتصادی |
- مجهز به زیرساخت های فیزیکی قوی
- شرکت های بزرگ سرمایه گذاری
- ماشین آلات گسترده تولیدی
- قدرت خلاقیت نوآوران |
« نگرش به انسان در تمدن جدید صنعتی جهانی از جنبه های مختلف »

« نوآوری تاریخی، فرایند توسعه، استفاده از ظرفیت ها، و بلوغ یک تمدن »
صفحه 1، 2، 3، 4