درآستانه شصتمین
سالگرد تولد طلایهدار توسعه ایران، دکتر حسین عظیمی آرانی
اذان
بیهنگام
«ا...اکبر،
ا...اکبر، اشهدانلاالهالاا...». این اذان بیهنگام در چاشت روز، برای چیست؟
پرسشی است که با زبان کودکانه از مادر میپرسم.
نوای خوش شیخ اسماعیل، از بالای گنبدی بام خانه، تا چند کوچه
آن سوتر، به گوش میخورد، و مادر برایم دلیل اذان بیموقع را میگوید: «کلثومجان،
درد زایمون داره. اذان میگن که زودتر فارغ بشه.»
... و من در نوباوگی و در هجدهم بهمنماه 1327 شمسی، معنای
حرفهای مادر را به خوبی درک میکنم و چند ساعت بعد هم میفهمم کلثومجان در دومین
زایمانش، صاحب پسری کاکل زری شده است.
60 سال از آن روز میگذرد، و امروز ماجرای آن روز را از زبان
کلثوم جان با این مضمون میشنوم:
هنوز دو ماه به تولد دومین فرزندم مانده بود. پیرمردی با شال
سبز بر کمر، بر آستانه در خانهمان، درخواست کمک کرد که اجابت کردم. پیر گفت:
بزودی صاحب فرزندی میشوی که پسر خواهد بود، اسمش را «حسین» بگذار. چند روز بعد، به
قصد زیارت با همسرم عازم سفر کربلا شدیم. در حرم مطهر حضرت امام حسین (ع) برای
سلامت فرزند آیندهام دعا کردم و وقتی هم به دنیا آمد، نام «حسین» را برایش
برگزیدم.
بدینترتیب، حسین در خانهای دیده به جهان گشود و نشو و نما
کرد که پیش از زاده شدن در حرم یار محرومان مولاعلی (ع)، سید شهیدان حسین (ع) و
عباس (ع) اسوه ادب، مردی و مردانگی و دیگرانی از اهلبیت عصمت و طهارت و یاران
عاشورایی طواف داده شد.
حسین که در شش سالگی از هوش و نبوغ درخوری برخوردار بود، به
مدرسه رفت. او در تمام دوران تحصیل، جزو شاگردان ممتاز کلاس به شمار آمد، آنچنان
که پس از دریافت دیپلم متوسطه و شرکت در آزمون مراکز آموزش عالی، با عالیترین
امتیاز در رشته اقتصاد به دانشگاه راه یافت و پس از آن نیز تمام مراحل دانشگاهی را
با موفقیت پشت سر نهاد و به منظور ادامه
تحصیل به خارج کشور (انگلستان) اعزام شد.
حسین در لندن با تحصیل در «آکسفورد» معتبرترین دانشگاه جهان،
موفق به اخذ درجه دکترای اقتصاد شد و برای خدمت به هموطنانش به ایران آمد.
دکتر حسین عظیمی آرانی که در خانوادهای کشاورز، در یکی از
فقیرترین محلههای آران به دنیا آمده و فقر و محرومیتهای مردم آبادی را از نزدیک
دیده و با پوست و استخوان خود لمس کرده بود، کوشید، در زمینههایی به تحصیل و
تحقیق بپردازد که خدمات بعدی او در فقرزدایی و درمان دردهای جامعه موثر باشد،
همچنان که در پایاننامه دکترای خود به موضوع فقر در ایران پرداخت.
آموزشهای دکتر عظیمی در کلاسهای درس دانشگاه و حضور در نشستهای
علمی پژوهشی و ارائه راهحلهای منطقی با هدف ترمیم تنگناها و کاستیهای اقتصادی
کشور از یک سو، و تربیت شاگردانی که هر یک به عنوان عناصری کاردان و کارآمد،
خدمات شایستهای به نظام و کشور کردند، از سوی دیگر، از او شخصیتی فرهیخته و بیبدیل
به جامعه اقتصادی کشور معرفی کرد.
دکتر عظیمی که به وجود منابع غنی خدادادی و نیز نیروهای مستعد
برای رساندن کشور به جایگاهی که شایسته آن است، باور داشت، تمام تلاش خود را در
تحقق این هدف صرف کرد و دانستهها و تجربیات خود را برای بهرهگیری کامل از آنها
در اختیار مسئولان و مراجع ذیربط قرار داد.
او بیش از هر چیز به مسأله برون رفت از فقر و محرومیت جامعه اندیشید
و در این زمینه، دیدگاههای عالمانه و محققانهای عرضه داشت.
ماهنامه فرهنگی اجتماعی «پیام انقلاب» ارگان رسمی سپاه
پاسداران انقلاب اسلامی در شماره هفتم بهمنماه 86 ویژه سالگرد پیروزی انقلاب
اسلامی، ضمن بررسی فقر در کشور و تأکید بر این واقعیت که «65 درصد جمعیت ایران تا
سال 1351 دچار سوءتغذیه بودند» به انعکاس دیدگاه دکتر عظیمی میپردازد و به نقل از
او مینویسد:
«در ایران پیش از انقلاب، مرحوم دکتر حسین عظیمی در مورد فقر
مطالعاتی انجام داده و آمارهای جالبی را از وضعیت معیشت اکثریت مردم ارائه کرده
است. او که فقر را بر اساس دسترسی به حداقل و حداکثر دستیابی به کالری سنجیده،
آورده است: «در سال 1351 مصرف کالری 16 میلیون نفر (یعنی 52 درصد جمعیت) کمتر از
حداقل نیاز بود. 4 میلیون نفر از این عده (یعنی 13 درصد جمعیت) به شدت دچار
سوءتغذیه بودند.»
در بخش دیگری از تحلیل نشریه پیام انقلاب، تصریح شده است:
«طبق محاسبات دکتر عظیمی، هزینه واقعی خانوادههای دچار سوءتغذیه باید به طور
متوسط سالانه معادل 10 درصد افزایش یابد تا در بخش روستایی پس از هشت سال و در بخش
شهری پس از شش سال، سوءتغذیه محو شود.»
این دیدگاهها، بیانگر عنایت ژرف و گسترده دکتر عظیمی به معضل
فقر در جایجای کشور و سعی همهجانبه او در جستوجو و پیگیری راهکارهای معقول به
منظور ایجاد جامعهای مطلوب و تهی از فقر است.
دکتر عظیمی به عنوان نظریهپردازی دلسوز و متعهد، حتی در
روزهایی که کمتر امیدی به زنده بودن خود نداشت، لحظهای از یاد محرومان و آسیبپذیران
جامعه غافل نبود، اما دریغ فقدان زودهنگامش، کشور و بویژه جامعه دانشگاهی و پژوهشی
را از وجود یکی از عناصر مفید و موثر محروم کرد.
و اینک شایسته است در پنجمین سال خاموشی چراغ عمر کوتاه اما
سرشار از برکت دکتر عظیمی، همچون سالهای گذشته، با انجام مراسمی شایسته و
گرامیداشت یاد و نام او بکوشیم با تشریح و تبیین نظریههای ارزشمندش توجه مدیران
جامعه را در بهرهمندی از آنها جلب کنیم. روانش شاد باد.
محمد دهقانی آرانی